بدون عنوان_از مجموعه‌ی خطوط قرمز

هنر زمینی، 1399، روستای کلوگان.

تکثیر، نفوذ، پیشروی، و گرایش به چیرگی واژگانی هستند که می‌توانند رویکرد انسان را در مواجهه‌ی او نه تنها با طبیعت بلکه در روابط سیاسی-اجتماعی خود با دیگر انسان‌ها توصیف کنند. انسان همواره تلاش می‌کند با چیرگی و از آن خودسازی در ساز و کار طبیعتِ هر چیز مرزها را جا به جا کرده، و از آن “سود” ببرد. اما پرسش ما این است که این دخل و تصرف تا چه میزان می‌تواند ادامه داشته باشد؟ رد پای انسان در طبیعت چگونه می‌تواند منجر به تغییر مسیر آتی او، طبیعت، و رفتار او با سایر انسان‌ها شود؟ اصلاً آیا تعریف “مرز” به گونه‌ای که ما در ذهن داریم—پاسداری از یک قلمرو مشخص—همچنان جایگاه خود را داراست؟ یا در گذر زمان دستخوش تغییر شده و در قامتی کاملاً متفاوت ظاهر شده است؟ رفتار و عادات روزمره‌ی انسان چگونه و تا چه میزان در این تغییر سهیم بوده است؟ برای شروع شاید بهتر باشد بگویم سرآغاز این ایده از کجا بود. زمانی که به توصیه‌ی استادم برای خلق اثر سعی کردم ارتباط هر چه بیشتر خود را با طبیعت حفظ کنم، زمان‌هایی را برای رفتن به کوه و دشت، به منظور تهیه‌ عکس اختصاص دادم. در طول این آمد و شدها بارها با صحنه‌هایی برخورد کردم که مثلاً یک سری پسماند از افرادی که پیش‌تر به آن مکان به خصوص سر زده بودند به جا مانده بود. به یاد دارم که یک تکه نخ کانوای شکافته شده با همان پیچ و تاب‌هایی که در اثر فشار ناشی از بافت به آن تحمیل شده بود و آن را از حالتی صاف خارج کرده بود با وزش باد در لابه لای بوته‌ها و سنگ‌ها به این سو آن سو می‌رفت، و هر بار به دور شی تازه‌ای چمبره می‌زد. این صحنه برای من سرآغاز تشکیل فرمی پر معنا بود؛ همانقدر ساده و همان قدر تاثیرگذار. آن تکه کاموا برای من تداعی کننده‌ی دیالوگی میان رفتار انسان و طبیعت است. رفتارهایی که گاه مصمم و آگاه و گاه بدون مسیر و هدف در هر سوراخ و سمبه‌ای نفوذ می‌کنند، تکثیر می‌شوند، به دور اشیای پیرامون خود می‌پیچند، و حتی با ایجاد دستکاری و بی نظمی، طبیعت را به سمت مسیر جدیدی هل می‌دهند. پیشروی ما در طبیعت و بر جا گذاشتن ردپایی از خود به گونه‌ای خواسته یا ناخواسته، درست همانند نخ کاموا است از طرفی می‌کوشیم خود را از فشار ناشی از خط قرمزها رها کنیم، از طرفی این رها شدگی با ایجاد بی‌نظمی‌ در ساز و کار طبیعت منجر به آسیب به آن می‌شود.
مجموعه‌ی پیش رو سعی دارد با دیدی فرمالیستی به این پرسش‌ها جواب دهد. این مجموعه که ترکیبی از مدیوم‌های مختلف، از قبیل نقاشی، چیدمان، و هنر زمینی را شامل می‌شود در تلاش است با مجسم کردن مناظر عکاسی شده به گونه‌ای انتزاعی مخاطب را به تفکر در مورد پرسش‌هایی که پیش‌تر بیان شد دعوت کند.